امضای توافق صلح ایران و آمریکا، دلار را تضعیف کرده و از قیمت طلا حمایت نموده، اما سیاست انقباضی فدرال رزرو و افزایش انتظارات نرخ بهره، مانعی جدی بر سر راه صعود پایدار این فلز گرانبها ایجاد کرده است.
بازار طلا در روزهای اخیر صحنهی کشمکش دو نیروی متضاد بوده است. از یک سو، امضای توافق صلح تاریخی میان ایران و آمریکا و گشایش تنگهی هرمز، دلار آمریکا را تحت فشار قرار داده و از فلز گرانبها حمایت کرده است. از سوی دیگر، تغییر لحن فدرال رزرو به سمت انقباض و افزایش انتظارات نرخ بهره، بازده اوراق قرضه را بالا برده و جذابیت طلا را به عنوان یک دارایی بدون بازده محدود ساخته است. قیمت طلا در آستانهی ورود به جلسهی معاملاتی اروپا در محدودهی چهار هزار و سیصد دلار در نوسان است و تحلیلگران به دقت رفتار این فلز گرانبها را در برابر سطوح کلیدی مقاومتی زیر نظر دارند. در این مقاله، عوامل بنیادین و تکنیکال مؤثر بر قیمت طلا را بررسی میکنیم.
یکی از مهمترین رویدادهای هفتهی جاری که بر بازار طلا تأثیر گذاشته، امضای یادداشت تفاهم صلح میان آمریکا و ایران است. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، و مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، بهصورت الکترونیکی این سند را امضا کردند که هدف آن پایان دادن به خصومتهای نظامی و بازگشایی تنگهی هرمز است.
این توافق که شامل چهارده بند است، امیدواریهای زیادی را در میان سرمایهگذاران ایجاد کرده است. ترامپ همچنین تأکید کرده که بازهی شصتروزهی مذاکرات برای دستیابی به توافق نهایی دربارهی برنامهی هستهای ایران، یک ضربالاجل سخت نیست و امکان تمدید آن وجود دارد. این اظهارات، اعتماد سرمایهگذاران را تقویت کرده و به تضعیف جایگاه امن دلار انجامیده است.
در پی امضای این توافق، بازار شاهد سودگیری از دلار آمریکا بود. دلار که روز گذشته به بالاترین سطح خود از اواخر ماه مارس رسیده بود، با کاهش مواجه شد و این موضوع به نفع طلا تمام شد. با این حال، همانطور که در ادامه خواهیم دید، این حمایت موقتی بوده و عوامل دیگری مانع از صعود پایدار طلا شدهاند.
در حالی که توافق صلح به حمایت از طلا پرداخته، فدرال رزرو با تغییر لحن خود به سمت انقباض، فشار نزولی قابلتوجهی بر این فلز گرانبها وارد کرده است.
نخستین نشست کمیتهی بازار باز فدرال رزرو با ریاست جدید، کوین واش، روز گذشته برگزار شد. همانطور که انتظار میرفت، نرخ بهره بدون تغییر در دامنهی سه و نیم تا سه و سهچهارم درصد باقی ماند. اما آنچه بازار را شگفتزده کرد، تغییر ادبیات بیانیه و حذف عباراتی بود که نشاندهندهی تمایل به تسهیل بیشتر سیاست پولی بود. کمیتهی تعیینکنندهی نرخ بهره، پیام روشنی مبنی بر حمایت از نرخهای بالاتر ارسال کرد.
بر اساس جدیدترین پیشبینیها، مقامات فدرال رزرو پیشبینی میکنند که نرخ وجوه فدرال تا پایان سال جاری به سه و هشت دهم درصد برسد که نسبت به پیشبینی سه و چهار دهم درصدی ماه مارس افزایش چشمگیری داشته است.
معاملهگران به سرعت به این سیگنال واکنش نشان دادند و هماکنون احتمال افزایش بیست و پنج واحد پایهای نرخ بهره در ماه دسامبر را نزدیک به هشتاد و پنج درصد قیمتگذاری میکنند. این چشمانداز منجر به افزایش شدید بازده اوراق خزانهی آمریکا در شب گذشته شد که به نفع خریداران دلار تمام شده و معاملهگران را از گرفتن موقعیتهای جدید خرید طلا بازداشته است.
در نتیجه، طلا در حال حاضر بین دو نیروی متضاد گرفتار شده است: از یک سو، توافق صلح و تضعیف دلار که به نفع آن است؛ از سوی دیگر، سیاست انقباضی فدرال رزرو و بازده بالای اوراق قرضه که مانع از رشد آن میشود.
نمودار روزانهی طلا نشاندهندهی موقعیت حساس این فلز گرانبها در برابر سطوح کلیدی است.
مقاومت کلیدی در محدودهی 4350 تا 4360 دلار قرار دارد. این محدوده از دو مؤلفه تشکیل شده است: سطح بازگشتی فیبوناچی سی و هشت و دو دهم درصد از سقوط آوریل تا ژوئن، و میانگین متحرک نمایی دویست روزه. تلاش ناموفق دیروز برای تثبیت بالای این منطقهی همگرا، زنگ خطری برای خریداران طلا به شمار میرود.
در سمت مقابل، حمایت کلیدی در سطح بازگشتی فیبوناچی بیست و سه و شش دهم درصد در محدودهی چهار هزار و دویست و سی و هفت دلار قرار دارد. این سطح که در ریزش اخیر از آن حمایت شده، اکنون به عنوان یک نقطهی محوری برای معاملهگران کوتاهمدت عمل میکند. در صورت شکست این سطح، حمایت بعدی در منطقهی چهار هزار و سی و شش دلار قرار دارد که پایینترین سطح روزهای اخیر بوده و خریداران انتظار میرود در این محدوده از چرخهی صعودی بلندمدت دفاع کنند.
نشانگرهای فنی وضعیت مبهمی را نشان میدهند. شاخص قدرت نسبی در نزدیکی سطح چهل و چهار قرار دارد که نشاندهندهی روند ملایم و عدم شتاب قوی است. در مقابل، هیستوگرام مکدی اندکی مثبت شده که بیانگر کاهش تدریجی فشار نزولی است، هرچند این به معنای یک بازگشت صعودی قطعی نیست.
بنابراین، احتیاط ایجاب میکند که قبل از هرگونه موقعیتگیری برای ادامهی صعود، منتظر تثبیت قیمت بالای محدودهی مقاومتی چهار هزار و سیصد و پنجاه تا چهار هزار و سیصد و شصت دلار باشیم. در صورت شکست این سطح، طلا میتواند به سمت سطح بازگشتی پنجاه درصد در محدودهی چهار هزار و چهارصد و شصت و یک دلار و سپس موانع بالاتر در سطوح چهار هزار و پانصد و شصت و دو، چهار هزار و هفتصد و پنج و اوج اخیر نزدیک چهار هزار و هشتصد و هشتاد و هفت دلار حرکت کند.
معاملهگران اکنون چشم به دادههای اقتصادی آمریکا دوختهاند که قرار است در جلسهی معاملاتی آمریکای شمالی منتشر شود. شاخص تولیدات کارخانهای فیلادلفیا و آمار هفتگی درخواستهای بیکاری از جمله این دادهها هستند. علاوه بر این، اظهارات اعضای مؤثر کمیتهی بازار باز فدرال رزرو نیز میتواند محرک جدیدی برای دلار و طلا ایجاد کند.
هر گونه نشانهی تضعیف در بازار کار آمریکا یا دادههای اقتصادی ضعیفتر از انتظار، میتواند انتظارات افزایش نرخ بهره را تعدیل کرده و به نفع طلا تمام شود. در مقابل، دادههای قوی میتواند فشار نزولی بر طلا را تشدید کند.
طلا در روزهای اخیر در محدودهی چهار هزار و سیصد دلار در نوسان بوده و تلاش میکند مسیر روشنی برای خود بیابد. دو عامل کلیدی در تعیین جهت حرکت آن نقش دارند:
از یک سو، توافق صلح ایران و آمریکا با تضعیف دلار و کاهش تنشهای ژئوپلیتیکی، از طلا حمایت کرده است. با این حال، اثر این توافق بر طلا دوگانه است: از یک طرف، کاهش تنشها تقاضای پناهگاهی طلا را کاهش میدهد، اما از طرف دیگر، تضعیف دلار به نفع آن عمل میکند. در کوتاهمدت، اثر تضعیف دلار بر اثر حمایتی از طلا غلبه داشته است.
از سوی دیگر، سیاست انقباضی فدرال رزرو و افزایش انتظارات نرخ بهره، بهعنوان یک مانع جدی بر سر راه صعود طلا عمل میکند. بازده بالای اوراق قرضه و قدرت نسبی دلار، هزینهی فرصت نگهداری طلا را افزایش داده و جذابیت آن را کاهش میدهد.
از منظر تکنیکال، طلا در آستانهی یک تصمیم بزرگ قرار دارد. تثبیت بالای محدودهی مقاومتی چهار هزار و سیصد و پنجاه تا چهار هزار و سیصد و شصت دلار، میتواند راه را برای صعود به سطوح بالاتر هموار کند. در مقابل، شکست حمایت چهار هزار و دویست و سی و هفت دلار، میتواند طلا را به سمت کف اخیر در چهار هزار و سی و شش دلار بازگرداند.
در نهایت، آنچه در روزهای آینده مسیر طلا را تعیین خواهد کرد، ترکیبی از تحولات سیاسی در مذاکرات ایران و آمریکا، دادههای اقتصادی آمریکا و سیگنالهای بعدی فدرال رزرو است. سرمایهگذاران باید با دقت این متغیرها را رصد کرده و با توجه به سطوح کلیدی تکنیکال، تصمیمات معاملاتی خود را اتخاذ کنند. تا زمانی که طلا نتواند مقاومت کلیدی را شکسته و بالای آن تثبیت شود، فشار نزولی ناشی از سیاست پولی انقباضی، همچنان سایهی سنگینی بر این فلز گرانبها خواهد افکند.